اعتراضات در فرانسه و چند کشور اروپایی بار دیگر خیابانها را به صحنه نارضایتیهای اجتماعی تبدیل کرده است؛ اما این بار ماجرا فقط به افزایش قیمتها یا یک تصمیم دولتی محدود نمیشود. در فرانسه، اعتراضها با نارضایتی دانشآموزان از وضعیت مدارس، کمبود معلم و مشکلات نظام آموزشی آغاز شد و سپس به مطالبات اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی گسترش یافت. در اسپانیا و پرتغال، بحران مسکن و جهش اجارهبها مردم را به خیابانها کشاند؛ در ایتالیا، فشار اقتصادی و نارضایتی از هزینههای زندگی در کنار درگیریهای حاشیهای اعتراضات قرار گرفت و در آلبانی نیز نگرانی درباره فساد، بیکاری و کیفیت آموزش از عوامل اصلی ناآرامیها بود.
اما اعتراضات هر کشور دقیقاً از کجا شروع شد؟ مردم چه خواستههایی دارند و دولتها تاکنون چه واکنشی نشان دادهاند؟ بررسی ریشههای این اعتراضات نشان میدهد که اگرچه محرک اولیه ناآرامیها در کشورهای مختلف یکسان نیست، فشار اقتصادی، دشواری تأمین مسکن، نگرانی درباره آینده جوانان و نارضایتی از خدمات عمومی در شکلگیری بسیاری از این اعتراضها نقش مهمی دارند.
گزارش پیش رو از ساعت 25، با بررسی تحولات فرانسه، ایتالیا و اسپانیا، به ریشههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این اعتراضات میپردازد.
اعتراضات فرانسه برای چیه؟

در فرانسه، اعتراضهای اخیر دستکم دو محور اصلی داشتهاند: مشکلات نظام آموزشی و افزایش هزینههای زندگی. این دو محور در ادامه به یکدیگر نزدیک شدند، اما آغاز و مطالبات اولیه آنها یکسان نبود.
اعتراض دانشآموزان از کجا شروع شد؟
اعتراضهای دانشآموزی از اواسط سپتامبر ۲۰۲۶ و در هفتههای نخست سال تحصیلی شدت گرفت. دانشآموزان دبیرستانی از کمبود معلم، غیبتهای طولانی کادر آموزشی، فرسودگی ساختمانهای مدارس، کمبود امکانات اولیه و مشکلات مربوط به ادامه تحصیل شکایت داشتند.
در برخی مدارس، دانشآموزان برای نشان دادن اعتراض خود ورودی ساختمانها را مسدود کردند. این اقدامات بهتدریج به تجمعهای خیابانی گسترش یافت و گروههای دیگری نیز از مطالبات دانشآموزان حمایت کردند.
بنابراین، جرقه این بخش از اعتراضها، مشکلات ملموس در مدارس و نارضایتی دانشآموزان از کیفیت آموزش بود؛ نه صرفاً افزایش قیمتها.
اعتراض به گرانی و قیمت سوخت چگونه شکل گرفت؟
در کنار اعتراضهای دانشآموزی، افزایش هزینههای زندگی بهویژه قیمت سوخت، موج دیگری از نارضایتی را در فرانسه ایجاد کرد. افزایش قیمت انرژی و فشار بر بودجه خانوارها، بازنشستگان، خانوادهها و گروههای مختلف اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد.
بازماندگان جنبش جلیقهزردها نیز مردم را به اعتراض فراخواندند. این جنبش پیشتر در اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت و فشار هزینههای زندگی شکل گرفته بود. اتحادیههای کارگری نیز با طرح مطالباتی مانند کاهش قیمتها، افزایش دستمزدها و بالا رفتن مستمری بازنشستگان از اعتراضها حمایت کردند.
در نتیجه، دو جریان اعتراضی در فرانسه شکل گرفت: دانشآموزانی که خواهان بهبود وضعیت مدارس بودند و شهروندانی که از گرانی، قیمت سوخت و کاهش قدرت خرید ناراضی بودند. با پیوستن گروههای مختلف به اعتراضها، این مطالبات در برخی تجمعات در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
در ادامه، تنشهای سیاسی و نگرانی درباره آینده اقتصادی کشور نیز به فضای اعتراضی اضافه شد. با این حال، همه معترضان خواستههای یکسانی نداشتند و باید میان تجمعهای مسالمتآمیز و اقدامات خشونتآمیز گروههایی که به تخریب و غارت دست زدند، تفاوت قائل شد.
علت اعتراضات ایتالیا؛ فشار هزینههای زندگی، دستمزدها و نارضایتی از دولت
در ایتالیا، اعتراضها بیشتر حول فشار اقتصادی بر خانوارها و نارضایتی از نحوه رسیدگی دولت به مشکلات اجتماعی شکل گرفتهاند. افزایش هزینههای زندگی، بالا رفتن قیمت سوخت، کاهش قدرت خرید و ثابت ماندن دستمزدها از جمله مسائلی هستند که گروههای مختلف معترض مطرح کردهاند.
اعتراضات ایتالیا چگونه آغاز شدند؟

موج اعتراضهای مرتبط با مشکلات اقتصادی و اجتماعی از اوایل سال ۲۰۲۶ شکل گرفته و در ماههای بعد گروههای بیشتری را دربر گرفته است. در راهپیماییهای اخیر، دانشآموزان و دانشجویان، معلمان، کشاورزان و رانندگان کامیون حضور داشتهاند.
دانشجویان در یکی از تجمعها عنوان «روز بدون ملونی» را انتخاب کردند؛ اشارهای به جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا. آنها با برپایی چادر در مقابل ساختمانهای شهرداری، اعتراض خود را به عملکرد دولت در زمینه بحران اقلیمی، هزینههای سنگین اجاره مسکن و مشکلات اجتماعی نشان دادند.
در این میان، رانندگان کامیون نیز به قیمت بالای سوخت اعتراض کردهاند. در بخشهایی از جنوب ایتالیا، مسدود شدن برخی مسیرها بر حملونقل کالا تأثیر گذاشته و به گزارش منتشرشده، در بعضی مناطق کمبود محصولات تازه و آرد را به دنبال داشته است.
چرا اعتراضها به درگیری خیابانی کشیده شدند؟
بخش بزرگی از تجمعها با حضور معترضان مسالمتجو برگزار شد؛ اما در حاشیه برخی راهپیماییها، گروههای کوچکی با پلیس درگیر شدند و به فروشگاهها و اموال عمومی و خصوصی آسیب رساندند.
پس از این حوادث، موضوع مهاجرت نیز به مناقشه سیاسی اضافه شد. برخی سیاستمداران بازداشتشدگان را به مهاجران نسبت دادند، در حالی که بنا بر اطلاعات پلیس نقلشده در گزارش، بیشتر بازداشتشدگان شهروند ایتالیا بودند.
این اتفاق نشان میدهد که چگونه اعتراضهایی با ریشههای اقتصادی و اجتماعی میتوانند به بحثهای سیاسی دیگری کشیده شوند. با این حال، نباید اقدامات خشونتآمیز گروهی از افراد را به همه معترضان نسبت داد.
در مجموع، محور اصلی اعتراضهای ایتالیا فشار بر بودجه خانوارها، قیمت سوخت، دستمزدها، هزینه مسکن و نارضایتی از عملکرد دولت بوده است.
اعتراضات اسپانیا از تخلیه خانه یک زن سالمند آغاز شد
در اسپانیا، برخلاف فرانسه که اعتراضهای دانشآموزی و اقتصادی در کنار یکدیگر گسترش یافتند، بحران مسکن محرک برجسته موج اخیر اعتراضها بوده است.
اعتراضها در اواخر سپتامبر ۲۰۲۶، پس از ماجرای تخلیه خانه یک زن ۸۷ ساله به نام ماریکارمن آباسکال شدت گرفت. بر اساس گزارشهای منتشرشده، اجارهبهای خانه او بهشدت افزایش یافت و سرانجام او مجبور به ترک محل زندگیاش شد.
مرگ این زن حدود دو هفته پس از تخلیه خانه، موجی از خشم و همدردی عمومی برانگیخت. برای بسیاری از مردم، این اتفاق نمادی از مشکلی بزرگتر بود: افزایش اجارهبها، گسترش دشواری تأمین مسکن و خطر بیخانمانی، حتی برای افرادی که سالها در یک خانه زندگی کردهاند.
پس از این رویداد، معترضان در شهرهای مختلف به خیابانها آمدند و برخی از آنها در میدانهای مرکزی شهرها اردوگاههای موقت برپا کردند.
معترضان اسپانیایی چه میخواهند؟

مهمترین خواستههای معترضان عبارتاند از:
- مهار افزایش اجارهبها و حمایت از مستأجران؛
- جلوگیری از اخراج افراد آسیبپذیر از خانههایشان؛
- وضع مقررات برای اجارههای کوتاهمدت و اجاره اتاق؛
- افزایش دسترسی مردم به مسکن قابلپرداخت.
دولت سوسیالیست پدرو سانچز نیز برای تصویب قوانین حمایتی از مستأجران تلاش کرد؛ اما طرحهای پیشنهادی با مخالفت احزاب راستگرا و راست افراطی در پارلمان روبهرو شد.
شکست این طرحها به افزایش تنش سیاسی انجامید و موضوع مسکن را به یکی از محورهای مهم رقابتهای سیاسی و انتخابات زودهنگام تبدیل کرد. فعالان حوزه مسکن نیز اعلام کردهاند که فشار بر سیاستمداران را ادامه خواهند داد و برای برگزاری اعتصاب سراسری برنامهریزی کردهاند.
بنابراین، در اسپانیا، یک رویداد مشخص مربوط به تخلیه خانه یک زن سالمند به جرقهای برای بیان نارضایتی گستردهتر درباره بحران مسکن تبدیل شد.
اعتراضات پرتغال؛ افزایش قیمت مسکن و دشوارتر شدن زندگی خانوارها
در پرتغال، محور اصلی اعتراضهای گزارششده، افزایش شدید قیمت مسکن و دشوارتر شدن تأمین هزینههای زندگی بوده است.
اعتراضها از کجا شروع شدند؟
بر اساس آمار رسمی نقلشده در گزارش، قیمت مسکن در پرتغال بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ بیش از دو برابر شده است؛ افزایشی که از میانگین اتحادیه اروپا نیز سریعتر بوده است.
رشد قیمتها، خرید خانه و تأمین مسکن مناسب را برای بخشهایی از جامعه دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، صدها نفر در لیسبون گرد هم آمدند تا نسبت به افزایش هزینههای مسکن و فشار اقتصادی بر خانوارها اعتراض کنند.
معترضان چه مطالباتی دارند؟
مطالبات مطرحشده در این اعتراضها، مانند اعتراضهای اسپانیا، بر بحران مسکن و افزایش هزینههای زندگی متمرکز است. این اعتراضها نشان میدهد که مسئله مسکن به دغدغهای فراتر از یک کشور تبدیل شده و در بخشهایی از جنوب اروپا به یکی از مهمترین محورهای نارضایتی اجتماعی بدل شده است.
با این حال، نباید تصور کرد که اعتراضهای پرتغال دقیقاً از همان رویدادی آغاز شدهاند که اعتراضهای اسپانیا را شعلهور کرد. در گزارش مربوط به پرتغال، افزایش بلندمدت قیمت مسکن و فشار ناشی از آن بر زندگی مردم، عامل اصلی مطرحشده است.
آلبانی؛ اعتراض به فساد، بیکاری و کیفیت آموزش
در آلبانی، محور اعتراضها با کشورهای یادشده تفاوتهایی دارد. معترضان علاوه بر مشکلات اقتصادی، نارضایتی خود را از فساد ادراکشده در ساختار حکومت، کمبود فرصتهای شغلی و پایین بودن کیفیت آموزش مطرح کردهاند.
اعتراضها از تابستان ادامه داشته و یکی از عوامل مطرحشده در گزارشها، مخالفت با یک طرح توسعه لوکس ساحلی بوده است که جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، از آن حمایت میکرد.
در ادامه، اعتراضها به نارضایتی گستردهتر از دولت ادی راما، نخستوزیر آلبانی، پیوند خورد. معترضان خواستار پاسخگویی بیشتر مسئولان و رسیدگی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی شدهاند.
برخلاف اسپانیا که بحران مسکن جرقه اصلی موج اخیر اعتراضها بود، در آلبانی مجموعهای از نگرانیهای سیاسی، اقتصادی و آموزشی در شکلگیری و تداوم اعتراضها نقش داشتهاند.
آیا همه اعتراضهای اروپا از یک علت مشترک سرچشمه میگیرند؟
مقایسه این کشورها نشان میدهد که اعتراضها علت واحدی ندارند، هرچند میان آنها شباهتهایی دیده میشود.
- فرانسه: مشکلات نظام آموزشی و افزایش هزینههای زندگی، دو محور مهم اعتراضها هستند که بهتدریج به هم پیوند خوردهاند.
- ایتالیا: فشار اقتصادی بر خانوارها، قیمت سوخت، دستمزدها و نارضایتی از عملکرد دولت در مرکز اعتراضها قرار دارند.
- اسپانیا: افزایش اجارهبها، دشواری دسترسی به مسکن و نگرانی از اخراج مستأجران، جرقه اصلی موج اخیر اعتراضها بودهاند.
- پرتغال: رشد شدید قیمت مسکن و فشار ناشی از آن بر خانوارها، محور اصلی اعتراضهای گزارششده است.
- آلبانی: فساد، بیکاری، مشکلات آموزشی و نارضایتی سیاسی در شکلگیری اعتراضها نقش داشتهاند.
در مجموع، افزایش هزینههای زندگی و احساس ناتوانی دولتها در پاسخگویی به مشکلات مردم، زمینه مشترک بسیاری از این اعتراضهاست. با این حال، شباهت مطالبات بهتنهایی ثابت نمیکند که اعتراضها از یک مرکز مشترک هدایت میشوند یا بخشی از یک برنامه هماهنگ در سطح اروپا هستند.
آنچه در هر کشور اهمیت دارد، شناخت دقیق مسئلهای است که مردم را به خیابان کشانده و بررسی این موضوع که آیا دولتها میتوانند برای آن راهحلهای عملی ارائه دهند یا خیر.
یک نکته مهم پیش از انتشار: در متن فعلیات درباره فرانسه، دو موج اعتراضی با تاریخ و جرقه متفاوت توضیح داده شده است. بهتر است همین تفکیک را حفظ کنی و ننویسی که تمام اعتراضهای فرانسه صرفاً با دانشآموزان یا صرفاً با گرانی شروع شدهاند. همچنین آمار، تاریخها و جزئیات سیاسی سال ۲۰۲۶ را پیش از انتشار با منابع روز تطبیق بده.

